jump to navigation

عصر زمستانی ژانویه 2, 2009

Posted by sepidro in عمومی.
Tags: ,
trackback

p10200424

توضیحات: این عکس مربوط به امروز عصر یعنی جمعه 13 دی 1387 می باشد

بعد از یک تگرگ  در مشهد طرقبه

دیدگاه‌ها»

1. harfehesaaby - ژانویه 2, 2009

سلام تارا جان. چقدر دلتنگی دارد.

2. pooya - ژانویه 3, 2009

eyvala baba tara malom hast kojaiiiii khabary az ma ( dooste ghadimi va …..) nemigiri??? baba delam barat tang shodeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

3. aaryoo - ژانویه 3, 2009

زیبا بود تارا جان. از سلیقه ات توی عکاسی خوشم اومد. بسیار حظ بردیم :)
ارادت

4. تارا - ژانویه 3, 2009

سلام عرفان جان ممنون
باهات موافقم خیلی دلگیر بود ولی یه چیزی بود یه حسی نمیدونم چی!

5. غریبه ای در شهر - ژانویه 4, 2009

آسمون بغضشو خالي مي‌كنه
آدمو حالي به حالي مي‌كنه
كوچه‌ها رنگ زمستون ميگيرن
شيشه‌ها بخار و بارون ميگيرن
آدما چتراشونو واميكنن
گريه ابرو تماشا ميكنن
نمي‌خوان مثل درختا تر بشن
از دل قطره‌ها با خبر بشن
نمي‌خوان بي‌هوا خيس آب بشن

زير بارون بمونن خراب بشن
زير بارون بمونن خراب بشن

اما تو چترتو بستي كبوتر
زير بارونا نشستي كبوتر
رفتي و سنگا شكستن بالتو

اومدي هيچكي نپرسيد حالتو
اومدي هيچكي نپرسيد حالتو

بعضي‌ها دشمناي خوني شدن
بعضي‌ها غول بيابوني شدن
بعضي‌ها ميگن كه بارون كدومه
بوي نم شرشر ناودون كدومه
ديدي آسمون خراب شد سر ما
غصه شد وصله بال و پر ما
حالا تو سايه نشيني مثل من…مثل من…
حالا تو سايه نشيني مثل من
خوابهاي ابري مي‌بيني مثل من

چقدر اينجا مي‌خوري خون جگر
كبوتر عصاتو بنداز و بپر
كبوتر عصاتو بنداز و بپر

6. علی - ژانویه 18, 2009

سلام، به رسم معرفت
گرچه چند ماهی میشه که دیگه نمیبینمت ولی هر وقت بتونم به وبلاگت سری میزنم. عکس جالبی بود. موفق باشی