jump to navigation

مهریه …(داستان واقعی) می 19, 2008

Posted by sepidro in جامعه.
Tags:
trackback

 

 

 

بار اولی بود که می دیدمش ،تا حالا حتما شده که با آدمی

بار  اول ملاقات کنید و طرف به راحتی شروع به درد دل

کنه بدون هیچ هراسی ،دقیقا همینطوری شد به طور اتفاقی

سر صحبت باهاش باز شد .دلش خیلی پر بود بهم گفت فکر

میکنی چند سالم باشه؟ گفتم 30 اینطورها ،گفت 28 سالمه .

قیافش افسرده بود ولی نه شکست خورده ولی ظاهرن از درون

شکسته بود خیلی سخت ….

 

ادامه داد، آره، ولی یک دختر 6 ساله دارم.

 باور نکردم گفتم اصلا امکان نداره

 گفت چرا، ولی فروختمش …

با تعجب پرسیدم فروختی؟!!!چرا؟

گفت بخاطر مهریه نداشتم که بدم موقع طلاق بخشیدم

به همسرم چون نداشتم 50 میلیون بدم

برای 6 سال پیش مبلغ زیادی بوده ناخودآگاه گفتم.

گفت آره ولی حتی نذاشت دخترم رو ببینم…

پرسیدم چرا؟

گفت معتقد بودن که اگه ببینم نمیتونم فراموش کنم

گفتم حالا فراموش کردی ؟گفت نه…

از همون سال به سختی کار میکنم که پولدار شم بتونم

دخترم رو دوباره بخرم …

احساس بدی داشت بهش حق دادم ولی نمیدونم حق رو باید

به کی داد به مادری که پول داشت و میتونست در رفاه

دخترش رو بزرگ کنه و یا به پدری که پول نداشت ولی حسرت

داشتن دخترش رو میخورد؟

دیدگاه‌ها»

1. Saadedel - می 19, 2008

man ham hamin badbakhti nasibam shod va be khater 6 maah zendegi baa yek nafar ke faghat baraa mehriye baa man ezdevaaj karde bood va az hamoon rooz aval haghesho mikhaast majbooram har maah 1/4 hoghogham o bedam taa 300 seke. pesaramo salhaa nemitoonam bebinam. dahhaaa saal az zendegi aghab oftadam , naabood shodam. ne midoonam cheraa kaargardaanaa ghesye zanhaa ro faghat be filim mikeshan.

2. pooya - می 19, 2008

ajaba
tara matlabe zibaii bood va khili ham ghashng neveshte body
key in tarafo didi???
omid varam hamishe moafagh bashy
rastyyy
nafar aval hastam ;)

3. رزا - می 20, 2008

خريد و فروشي در كار نبوده.
فقط يك مادر براي از دست ندادن فرزند مهريه اش را بخشيده است.و چه شانسي آورده كه طرف اش بي پول بوده

4. nooshin29 - می 20, 2008

اون مهریه حق زن بوده. پس اونم یک جورایی از حقش گذشته.
ولی اینکه نمیذاره ببینتش…
ممنون جالب بود.

5. Angel - می 20, 2008

vaghean hich vaght dark nakardam ehsase vagheieye ye pedaro.
manam movafegham ke kharido foroshi dar kar nabude
hatman agha shayesteye zendegiye nabude ke joda shodan

6. ali ghaemi - می 20, 2008

جالب بود ممنون

7. حامد - می 20, 2008

من بودم بچه رو دو دستی تقدیم و خودم رو خلاص میکردم.

8. مجید مهرتـاش - می 20, 2008

Thanks !!! Very Nice !

9. عمو هوشنگ - می 21, 2008

من کلا با مهریه مخالفم :)
چند شاخه نبات و یک جلد کلام الله مجید.
(احساس کردم چند تا لنگه کفش از توی مانیتورم پرت شد تو اتاقم :) )

10. موسوی - می 22, 2008

آدرس وبلاگ را فراموش کردم

11. Sarbaz - می 24, 2008

سخت ترین کار ساده نوشتنه، ایول
“ترا من چشم در راهم شباهنگام” زبان حال پدر بی دختر

12. Un - می 29, 2008

چه فرقی بین دختری که خودشو اجاره میده ( خود فروشی ) با دختری که خودشو رهن کامل میده ( مهریه ) هست ؟ آیا این عدل امام علی که یکیشونو اعدام کرد و دیگریو اکرام ؟این دنیا ارزش … رو نداره ؟

13. موحد_ص - ژوئن 21, 2008

درد جامعه امروز رو بیان کرد

14. RAUL - ژانویه 12, 2009

بی معرفتیه محض کرده……..ادم بچه شو که نمی فروشه…………

15. RAUL - ژانویه 12, 2009

هر چه قدر هم بدبخت باشه….

http://hediyeh-a.blogfa.com/ بیا ببین نظر بده……….یا علی

16. RAUL - ژانویه 12, 2009
17. RAUL - ژانویه 12, 2009

بیا هر چی می خوای بپرس……http://hediyeh-a.blogfa.com/…..

18. aMiN - می 16, 2009

ايتم تجربه جالبي بود
من حق رو بيشتر به پدر مي دم
اما ميشد كاري كرد كه پدر حداقل هفته ايي يك بار دخترش رو ببينه