واقعا دلمان به چی خوش باشد؟ می 6, 2008
Posted by sepidro in جامعه.Tags: گرانی،کمک،لبنان
trackback

این که هر روز یک خبر تکان دهنده میشنویم و اینقدر
این اخبار عجیب تکرار شده که همه ما به این شکهای
الکتریکی عادت کردیم و دیگه هیچ عکس العملی نشون
نمیدیم درست مثل یک مرده … .
از گران شدن نفت که به خیال خودمان روزی سر سفرهایمان میاید…
ولی نه تنها رفاه را نیاورد و سر سفره ها دیده نشد بلکه کوپنی
شدن بنزین و گرانی روز افزونی بود که به سمت ما هجوم آورد
، اول با شوخی و طنز از گران شدن گوجه فرنگی شروع شد البته
خانه و زمین که بماند چون اینقدر خرید آن آرزوی محالی شده
که زیاد فکرمان مشغول آن نیست.
آن هم دلیل دارد چون به شدت درگیر روزمرگی که دچارمان کردن
شدیم که بارها با دیدن این فجایع راحت ازکنارشان عبور میکنیم
حالا هم که باید بشنویم همشهری عزیز شهردار پایتخت
باید به جای کمک به هزار بدبخت و بی سرپرست و بی خانمان
هموطنان خودمان ،دلسوز کشورهای دیگه باشه و شده کاسه
داغ تر از آش
حالا واقعا دلمان به چی خوش باشد؟
در عین سادگی ، عالی بود تارا جان . مثل همیشه
مرسی آریو جان تو هم مثل همیشه لطف داری
باید دلمون بحال خودمون بسوزه ، خودمون و نجات بدیم همین شاید مهاجرت یک راهش باشه
عالی بود
با این اوضاع باید از روزی ترسید که مردم نان هم برای خوردن پیدا نکنند، کما این که همین الان هم …
مگر نمی دانی که شهرداری تهران سکوی پرتاب به ریاست جمهوری لست؟ جناب قالیباف هم از احودی نژاد کپی می کنه.
نوشتار تو را خواندم. امیدوارم هیچگاه نا امید نشوید. با من تماس بگیرید.
http://www.captainlc.com
ایول حال کردم به قول شاعر
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است؟